كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
670
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كبكجى يورتچى را داروغگى يزد داد و لالم قورچى « 1 » را داروغگى ابرقوه عنايت فرمود و جمعى را به محاصرهء قلعهء سيرجان كه غلامى گودرز نام از قبل سلطان ابو اسحق « 2 » نبيرهء شاه شجاع كوتوال آن بود تعيين نمود و شايد كه شرح حصانت آن حصن حصين و متانت آن قلعهء متين در سالهاى گذشته گذشته باشد و پسران شاه شجاع : سلطان شبلى كه پدرش ميل كشيده بود و سلطان زين العابدين كه از تلخى جرعهء ساغر جور شاه منصور همان شربت چشيده بود ، هردو را به سمرقند كوچ فرمود و براى هريك سيورغال تعيين نمود و بقيهء عمر به رفاهيت گذرانيدند . آرى . مصرع در ضمن هر بلائى مدرج سعادتى است و تمام هنروران و محترفه را خانه كوچ به سمرقند بردند « 3 » و اتابك پير احمد حاكم لر بزرگ را كه ظفر كردار ملازم ركاب نصرت شعار بود با جمعى اتباع او كه « 4 » شاه منصور ايشان را غارتيده به شيراز آورده بود عنايت و اجازت فرموده به مقام اصلى و جاى آبا و اجداد خود عود نموده در مال امير به حكومت مشغول شد . مصرع با مسند خويش رفت فرمان فرما ذكر نهضت حضرت صاحبقران به جانب اصفهان حضرت صاحبقران ، بعد از اتّساق مآرب جمهور و انتظام مجارى امور ، عنان صولت و توان ، روز جمعهء بيست و هفتم جمادى الآخر به جانب اصفهان معطوف داشت و شكاركنان شادمان و كامران منازل و مراحل مىگذاشت . بعد از قطع دوازده منزل روز هشتم رجب فرمان شد كه ملوك دودمان مظفرى را از بزرگ و كوچك ، كه هريك بر سپهر كامكارى خورشيد رخشان و بر فلك شهريارى ماه درخشان
--> ( 1 ) . ظف : لالم قوچين . ( 2 ) . حاشيهء ف : « شاه ابو اسحق پسر سلطان اويس بن شاه شجاع است . » ( 3 ) . ظف : تمام هنروران و محترفه و پيشهوران ممالك فارس و عراق را . . . ( 4 ) . ظف : « با قريب دو هزار خانهوار از متعلقان و اتباع و اشياع خود . » ص 442